جواد محدثى
82
فرهنگ عاشورا ( فارسي )
بيعت در حادثهء كربلا ، تلاش عمدهء دشمن آن بود كه حسين بن على « ع » را به بيعت با يزيد بن معاويه وادارد و آن حضرت هم نپذيرفت تا شهيد شد . نگاهى ريشهاىتر به « اصل بيعت » : بيعت به معناى پيمان و عهد بستن است . شكستن بيعت ، نزد عرب بسيار زشت بوده است . بيعت با حاكم ، نوعى رأى موافق دادن و امضا و تبعيت و تعهّد اطاعت محسوب مىشد و عدم بيعت ، نوعى تمرّد و به رسميت نشناختن . بيعت در صدر اسلام ، مفهوم اطاعت و پذيرش حكومت را داشت و بيعت كنندهء با حاكم ، نمىتوانست با او به مخالفت و جنگ بپردازد و آنگاه كه علنى انجام مىگرفت ، مردم ، بيعتكننده را طرفدار خليفه و حاكم مىشناختند و پس گرفتن بيعت ، معمول و مقبول نبود ، چون هم جانش در خطر مىافتاد ، هم آبرويش . در تاريخ اسلام ، بيعت عقبه ، بيعت رضوان و . . . وجود داشت . قرآن ، بيعت مردم را با پيامبر ، بيعت با خدا مىداند : « إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ . . . » « 1 » دربارهء بيعت زنان مؤمن با پيامبر ، مىخوانيم : « إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ . . . فَبايِعْهُنَّ » « 2 » كه مواد بيعت را هم مطرح مىكند . بيعت ، دست دادن با كسى به عنوان عهد و پيمان بر امرى است و سوگندى است براى وفادارى به يك نظام و حاكم . دست در دست حاكم و امير و والى يا نمايندهء او گذاشتن بيعت تلقّى مىشود و بيعت در اسلام ، نه به عنوان روش انتخاب رهبر ، بلكه به مثابهء عامل تحكيم حكومت يك امام و رهبر شايسته تلقّى مىگردد ، آن هم بر محور شرع و قانون خدا . به فرمودهء على « ع » در نهج البلاغه « لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق » . در كتب حديث ، باب خاصّى براى آن گشودهاند كه حاكى از اهميّت آن در نظام سياسى و اجتماعى اسلام است . « 3 » از اين رو ، پس از وفات پيامبر اسلام ، موضوع بيعت كردن و بيعت گرفتن از مردم به نفع حكومت ، حساسيّت سياسى فوق العادهاى يافت و در سقيفه خود را نشان داد . طبق همين اصل ، على « ع » و ياران همدل او را مىخواستند به بيعت وادارند . خود آن حضرت نيز پس از مرگ عثمان ، با بيعت مردم با وى ، خلافت را عهدهدار شد .
--> ( 1 ) - فتح ، آيه 10 . ( 2 ) - ممتحنه ، آيه 12 . ( 3 ) - باب لزوم البيعة و كيفيّتها و ذمّ نكثها ( بحار الأنوار ، ج 64 ، ص 181 ، چاپ بيروت ) .